یه روز تماشا میکنی، یه روز تماشا میشی؛ چرخش نقشها:
نظریه «خود آینهای» کولی میگوید تصور ما از خودمان بازتاب نگاه دیگران است؛ گافمن هم زندگی را صحنهٔ نمایش و ما را ترکیبی از بازیگر و تماشاگر میدید. پارادوکس تماشا: وقتی میفهمی دیده میشوی، خودِ رفتار عوض میشود (اثر تماشاگر/هاثورن). پس تماشا فقط ثبت نیست، دخالت است. آیا اگر بدانیم کسی تماشایمان میکند، همان آدم قبلیم؟
راهکار:
این جمله را میتوان قانون سیالیت نقشها خواند: امروز ناظرِ صحنهای، فردا سوژهٔ همان صحنه. اگر تماشا شدن را تمرین همدلی ببینی، نگاهها بهجای قدرت، آینه میشوند.