جنگ، گیاه زشتی که روی زمین میروید؛ جمله تیتسو:
در خاکِ آشفتهی میدانهای جنگ جهانی اول، آهکِ ناشی از فروپاشی بناها و گورهای دستهجمعی باعث قلیایی شدن زمین شد و دانههای خفتهی شقایق وحشی را پس از دههها بیدار کرد؛ نتیجه آن شد که دشتهای فلاندرز سرخ از گل شدند. پژوهشها نشان میدهد خاکِ آسیبدیده و بههمریخته دقیقاً بستر رشد گیاهان فرصتطلب و مهاجم است؛ پس استعارهی «جنگ گیاه زشت است» از نظر بومشناسی هم بیریشه نیست.
راهکار:
جنگ در این جمله یک گیاهِ فرصتطلب است؛ بذرش را خشم میکارد، ریشهاش در خاکِ سوگ میدود و میوهاش فراموشی است. شاید زشتیِ آن از این است که در زمینِ زخمی بهتر سبز میشود تا در خاکِ سالم. پس هر بار که آتشبس فقط هرسِ آن است، ریشه در عمق تاریخ باقی میماند.