جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

نقل قول کتاب

4 پست
متن های نقل قول کتاب / بهترین متن نقل قول کتاب [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
کتاب‌ها مثل اتاق‌هایی‌اند که هر بار که وارد می‌شوی، دیوارهایشان چیز تازه‌ای فاش می‌کنند.

خورخه لوئیس بورخس️
2.4
فلسفی هنری نقل قول کتاب بازخوانی کتاب بورخس درک جدید از کتاب
مغز شما در هر خوانش یک کتاب، ردپای عصبی جدیدی می‌س...

اتاق‌های کتاب: هر بار ورود، کشفی تازه (سخن بورخس):

مغز شما در هر خوانش یک کتاب، ردپای عصبی جدیدی می‌سازد: به همین دلیل جمله‌ای که دیروز خنثی بود، امروز آتش به جانت می‌زند. بورخسِ نابینا، کتابخانه‌ای ۹۰۰ هزار جلدی را با ذهنش می‌دید و می‌گفت بهشت کتابخانه‌ای بیانتهاست. از نظر علوم شناختی، هر بارخوانی، بازسازی حافظه است. کتابی که بیشترین بار خوانده‌اید، چند شخصیت متفاوت داشته است؟

راهکار:

برای تجربه‌ی عمیق‌ترِ این ایده، یک کتاب آشنا را دوباره بردارید و این بار حاشیه‌نویسی کنید؛ مقایسه‌ی یادداشت‌های امروز با برداشت قبلی‌تان، نقشه‌ی رشد ذهنی شما را ترسیم می‌کند.

«زندگی در برخی از دوره‌های زمانی منجر به مبارزاتی می‌شود که در آن هیچ‌کس چیز ارزشمندی را از دست نمی‌دهد،البته احتمالاً به جز زندگی‌اش را»

“کتاب”نحسی ستاره های بخت ما️
5.0
فلسفی غمگین از دست دادن زندگی مبارزه زندگی نحسی ستاره های بخت ما نقل قول کتاب
...

جمله از کتاب نحسی ستاره های بخت ما درباره مبارزه:

نصب برنامه اندروید تاوبیو
من از داشتن زندگی‌ای که ارزش زندگی کردن نداشت، می‌ترسیدم.
●تولستوی و مبل بنفش_نينا سنكونچ️
2.5
غمگین فلسفی نقل قول تولستوی احساس پوچی نقل قول کتاب ترس از بی‌معنایی زندگی
تولستوی در اوج شهرت دچار بحران معنایی شد؛ به‌حدی ک...

ترس تولستوی از زندگی بی‌ارزش:

تولستوی در اوج شهرت دچار بحران معنایی شد؛ به‌حدی که طناب‌دارش را از دید خانواده پنهان می‌کرد. این پدیده «بحران میانسالی اگزیستانسیال» نام دارد، جایی که ساختارهای موفقیت سنتی فرو می‌ریزند و سؤال «چرا؟» بی‌پاسخ می‌ماند. آیا این ترس، پیش‌نیاز جستجوی معناست؟

راهکار:

این نقل‌قول ناقص است. جمله کامل از تولستوی در کتاب «اعتراف» این است: «من از داشتن زندگی‌ای که ارزش زندگی کردن نداشت، می‌ترسیدم، اما هنوز از مرگ هم می‌ترسیدم.» اضافه کردن بخش دوم، تضاد و کشمکش عمیق‌تر او را نشان می‌دهد.

زندگی در حالی که جریان دارد ، طعم های مختلفی را به ما میچشاند....

بادام: وون پیونگ سون️
2.2
فلسفی روانشناسی کتاب بادام نقل قول کتاب وون پیونگ سون طعم‌های زندگی
آمیگدال یا همان بادامک در مغز، مرکز اصلی پردازش اح...

طعم‌های زندگی در کتاب بادام وون پیونگ سون:

آمیگدال یا همان بادامک در مغز، مرکز اصلی پردازش احساسات است. جالب اینجاست که رمان 'بادام' درباره شخصی است که این بخش از مغزش به درستی کار نمی‌کند و نمی‌تواند طعم هیجانات را بچشد. زندگی پر از طعم‌های گوناگون است، اما آیا ما واقعاً قادر به چشیدن همه آن‌ها هستیم؟

راهکار:

کتاب 'بادام' نوشته وون پیونگ سون، داستان پسری با آلکسی‌تایمیاست که نمی‌تواند احساسات را درک کند. این جمله تضاد بین زندگی پر از طعم و ناتوانی در چشیدن آن را نشان می‌دهد.

مشابه ها