ویرانی ایران؛ تلخی یک سرزمین در یک جمله:
باستانشناسان مفهوم «ویرانه» را لایههای تمدنی میدانند؛ در ایران، تپههای باستانی مثل سیلک یا هگمتانه دقیقاً از دل ویرانیهای مکرر شکل گرفتهاند. در روانشناسی محیطی هم زندگی در شرایط ناپایدار میتواند «تابآوری منفی» بسازد: آدمها بهجای فروپاشی، به ویرانی عادت میکنند و آن را عادی میبینند. آیا ویرانه شدن را پایان میبینیم یا لایهی بعدی؟
راهکار:
ویرانه در ادبیات فارسی همیشه پایان نیست؛ از دل بیابان و ویرانه، حافظ و خیام سکوت و راز بیرون کشیدند. شاید این جمله را بهجای سوگ، میتوان بهمثابه نقشهای برای بازسازی خواند.