جهنمی که از منبر بهشت میسازند:
این همان پارادوکس «قداستِ نهادینه» است: هرگاه وعده بهشت به ابزارِ قدرت تبدیل شود، جهنم را آنهایی میسازند که بلندگو به دست دارند. در روانشناسی به این «ناهماهنگی شناختی» میگویند؛ مغز انسان برای حفظ تصویرِ خوب از خود، بیرحمی را «ضرورت» و ریا را «تدبیر» تفسیر میکند. تاریخ پر است از واعظانی که با خونِ مخالفان، منبر خود را بالا بردند. پس چه کسی امروز از جهنمِ ما نان میخورد؟
راهکار:
بازنویسی این جمله با ضمیر «ما»: «ما جهنمی ساختهایم به وسعت تاریخ و روی منبرش از بهشت میگوییم.» اینگونه نقدِ بیرونی به خودآگاهیِ درونی تبدیل میشود؛ شاید همین خودآگاهی، اولین قدم برای ساختن بهشتی باشد که سزاوار گفتن است.