غصه را گلولههای پنبهای کردم و به سمت فراموشی شلیک کردم.
مرگ، تنها ترانهای ست که همهی عمر زمزمهاش میکنی؛
حالا وقت آن است که با تمام وجود بخوانیاش.
و غم، نه بارانی از اشک، که برفی ست ساکت
که همهچیز را زیبا میکند، حتی خداحافظی را.️
مرگ، تنها ترانهای ست که همهی عمر زمزمهاش میکنی؛
حالا وقت آن است که با تمام وجود بخوانیاش.
و غم، نه بارانی از اشک، که برفی ست ساکت
که همهچیز را زیبا میکند، حتی خداحافظی را.️
4.4
شعر فلسفی فلسفه رنج پذیرش فقدان شعر نو نگرش رواقی این متن با نگاهی شاعرانه، رنج و فقدان را از دریچه...