امید نسخهای برای زخم کهنه؛ پایان چیزی جز نفس نیست:
آیا میدانستی که بر اساس تحقیقات عصبشناسی، خاطرات عاطفیِ قدیمی مثل زخمهای کهنه هر بار که یادآوری میشوند در مغز بازنویسی میشوند؟ یعنی تو هر بار که به یک زخم کهنه فکر میکنی، فرصت داری آن را کمی متفاوت «نسخه» کنی. عین همان کاری که شاعر میگوید: امید را برای زخمی تجویز میکنی که از حرف هم قدیمیتر است. اما این بازنویسی فقط با آگاهی رخ میدهد. سؤال اینجاست: آیا ما حاضریم امید را بهعنوان یک «داروی تجویزی» بپذیریم یا هنوز دنبال درمان قطعی میگردیم؟
راهکار:
این کلمات انگار صدای زخمی است که سالهاست التیام نیافته. شاید بتوانی همین شعر را بهانه کنی تا برای یک عزیز قدیمی یک پیام کوتاه بفرستی؛ حتی اگر فقط «یادم هست» باشد. گاهی گفتنِ «میفهمم» از هر مرهمی قویتر است.