ویران باد آنکه ویرانی ایران را بخواهد؛ عشق به وطن در یک جمله:
از اسکندر تا مغول، هر فاتحی که به ایران تاخت، در نهایت تمدن ایران او را بلعید؛ چنگیز حتی قوانین ایلخانان را بر پایه میراث ایرانی گذاشت. یونانیها الفبای خود را از فنیقیها گرفتند، اما ایرانیان فرهنگی ساختند که زبان، دین و هنر مهاجمان را تغییر داد. این جمله فقط یک نفرین نیست؛ فرمول مقاومت هویتی است: ایران تنها کشوری است که تهاجمها را به جذب فرهنگ تبدیل کرده. آیا امروز هم میتواند جهانی شدن را به نفع خودش ببلعد؟
راهکار:
این جمله را میتوان از یک آرزوی دفاعی به یک پرسش آیندهنگر تبدیل کرد: «برای اینکه هیچ دشمنی حتی جرأت فکر کردن به نابودی ایران را نداشته باشد، امروز چه کاری باید بکنیم؟»