ندیدم موندگارتر از جوهرت تو؛ بیتی ناب و ماندگار:
مرکبهای آهنگال قدیمی که فارسیزبانان قرنها استفاده کردند، بهواسطه نفوذ شیمیایی در کاغذ تا هزار سال ماندگاری دارند، بسیار بیش از رنگهای دیجیتال امروزی. جالب آنکه در فلسفه اسلامی، «جوهر» همان چیزی است که برای وجودش نیازی به موضوع ندارد، یعنی خود قائمبهذات است. شاعر ناخودآگاه معشوق را در مقام جوهر، بینیاز و جاودانه دیده. آیا ماندگاری واقعی در ذات است یا در اثری که از آن به جا میماند؟
راهکار:
این مصرع میتواند جرقهای برای نوشتن یک غزل کامل باشد؛ با این پیشفرض که «جوهر» استعارهای از ذات ماندگار معشوق است، مصرع دوم را با تضاد میان فناپذیری جسم و ابدیت کلام بسازید.