تا که هستم ندانی کیستم؛ راز ناشناخته ماندن:
از نظر روانشناسی، بسیاری از افراد بخش «خودِ گمشده» دارند که حتی نزدیکانشان نمیشناسند. جالب است که گاهی این بخش پس از مرگ با کشف نامهها یا اسرار فاش میشود. نمونه مشهور: کافکا از دوستش خواست همه نوشتههایش را بسوزاند، اما ماکس برود آنها را منتشر کرد و تصویری متفاوت از کافکا به دنیا نشان داد. آیا ما هرگز کسی را کامل میشناسیم؟
راهکار:
این جمله در اصل یک آینه است: تو هم نسخهای از خودت را هرگز به دیگران نشان نمیدهی. مثل کتابی که تا آخر خوانده نشود، قضاوتت درباره شخصیت اصلی ناقص میماند. گاهی ناشناخته ماندن، خودش یک شکل از جاودانگیست.