عشقی که قرنها بعد از مرگ هم بویش میماند:
بویایی تنها حسی است که پیامش را مستقیم و بدون واسطه به آمیگدال و هیپوکامپ میرساند؛ برای همین عطر یک نفر میتواند یک خاطرهی عاطفی کامل را در چندصدمیلیثانیه زنده کند. اما در فیزیک، مولکولهای بو بعد از چند دهه کاملاً تجزیه میشوند؛ پس بوی تو در آن قبر نه یک حقیقت شیمیایی، که پروژهی بازسازی مغزِ عاشق است. آیا عشق چیزی جز همین بازسازیِ پرشور است؟
راهکار:
این بیت را میشود از زاویهای دیگر دید: بوی تو در قبر نمانده، در خاطرهای مانده که جهان بعد از تو مدام تکرارش میکند. شاید عشق یعنی تبدیلشدن به بو؛ چیزی که هیچ قبری نمیتواند نبش کند.