جای خالی کسی که باید باشد؛ دلتنگی وقتی همهچیز هست:
اثر زیگارنیک میگوید مغز چیزهای ناقص را بهتر از چیزهای کامل بهخاطر میسپارد؛ به همین دلیل «همهچیز هست جز او» بیشتر از داشتهها در ذهن میچرخد. غیاب یک فرد، مدار پاداش مغز را در حالت انتظار نگه میدارد و دوپامین ناشی از جستوجو جای لذت حضور را میگیرد. در روانشناسی رابطه به این «شکاف حضور» میگویند؛ حفرهای که با هیچ چیز دیگری پر نمیشود. اگر همهچیز باشد و او نه، آیا این همهچیز واقعاً وجود دارد؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهی عکس خواند: «همهچیز هست» یعنی اجزای بیرونی فراهماند، اما ذهن چیز دیگری را «باید» میداند؛ پس مسئله فقدان محض نیست، بلکه مقایسهی مداوم داشتهها با یک غایب خاص است.