باشی هستم، نباشی هستن: وابستگی عاطفی در رابطه:
بر اساس نظریهٔ خودگستری در روانشناسی، آدمها هویت خود را با افراد نزدیکشان ادغام میکنند؛ بهطوری که ناگهان «من» بدون «تو» فرو میریزد و انگار اصلاً وجود نداشته. مغز انسان در نبود فرد مورد علاقه، الگوهای فعالیتی مشابه ترک اعتیاد را نشان میدهد. آیا این ادغام یک سازوکار بقاست یا یک آسیبپذیری تکاملی؟
راهکار:
رفریم: این جمله نشاندهندهٔ «خود مشروط» است؛ جایی که هستیات به حضور دیگری گره خورده. جالب است که خودت را جدا از او هم «هستی» ببینی، حتی اگر هستنی نوپا و تنها. این یک تمرین فلسفی کوچک است: در نبودنش، چه چیزی از تو هنوز «هست»؟