جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

نیاز به توقف و رهایی از زندگی

1 پست
متن های نیاز به توقف و رهایی از زندگی / بهترین متن نیاز به توقف و رهایی از زندگی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
خسرو شکیبایی ی جایی گفته :
کاش میشد آدمی،گاهی،فقط گاهی...
ب اندازه ی نیاز بمیرد...
بعد بلند شود و خاک هایش را بتکاند....!
اگر دلش خواست ، برگردد ب زندگی...
دلش نخواست هم ، بخوابد تا ابد...
چقدر حق گفته بوده🫠🥲️
4.0
فلسفی شعر جملات فلسفی درباره مرگ و زندگی جمله کاش میشد آدمی گاهی بمیرد نیاز به توقف و رهایی از زندگی نقل قول های خسرو شکیبایی
در روان‌شناسی تحلیلی به این میل، «مرگ نمادین» می‌گ...

کاش می‌شد آدمی گاهی بمیرد؛ جمله‌ای از خسرو شکیبایی:

در روان‌شناسی تحلیلی به این میل، «مرگ نمادین» می‌گویند: فروپاشی موقت نقاب اجتماعی برای دسترسی به خودِ عمیق‌تر؛ یونگ آن را بخشی از فرآیند فردیت می‌دانست. در زیست‌شناسی، قورباغه چوبی می‌تواند تا ۶۵ درصد آب بدنش یخ بزند، قلبش بایستد و با گرم‌شدن دوباره زنده شود؛ یعنی مرگ موقت واقعاً در طبیعت وجود دارد. در پزشکی هم پدیده‌ی لازاروس دیده می‌شود: بازگشت خودبه‌خودی گردش خون پس از توقف احیا؛ گویی بدن هم گاهی فقط به یک «مکث» نیاز دارد، نه پایان.

راهکار:

این متن را می‌شود روان‌کاوانه‌تر دید: «نیاز به مردن موقت» اغلب نیاز به پایان دادن یک نقش است، نه کل زندگی؛ نسخه‌ای از تو که مدام پاسخگوی دیگران است می‌خواهد فرو بریزد تا نسخه‌ای سبک‌تر از خاک بلند شود. شاید مرگ واقعی آنجاست که آدم سال‌ها بدون چنین توقفی ادامه دهد.

مشابه ها