وقتی هیچ چیز آرامت نمیکند: احساس فرسودگی هیجانی:
در روانشناسی، این حالت «فرسودگی هیجانی» نام دارد، جایی که سیستم عصبی از تلاش برای تنظیم خود خسته شده و وارد حالت «یخ زدگی» میشود. جالب است که مغز در این وضعیت، گاهی «مرگ فرضی» را به عنوان یک راه حل تکاملی برای قطع درد و حفظ انرژی باقیمانده شبیهسازی میکند. آیا این حس نیاز به «نبودن»، در واقع درخواست ناخودآگاه برای «تولد دوباره» تحت شرایطی کاملاً جدید نیست؟
راهکار:
این متن احساسی عمیق از «فرسودگی هیجانی» را توصیف میکند، حالتی که مکانیسمهای مقابلهای معمول بیاثر میشوند. شاید مفید باشد که این حس را نه به عنوان یک شکست، بلکه به عنوان یک سیگنال قوی از ذهن و بدن برای نیاز به یک «تغییر اساسی» در محیط، روابط یا انتظارات خود ببینید.