جان چه میدانست؛ رنجهایی که از ناآگاهی آینده میآیند:
آزمایشهای «پیشبینی عاطفی» نشان میدهد انسان در تخمین شدت رنج آینده، سیستماتیک خطا میکند؛ مغز، تأثیر رویدادهای منفی را در آینده بزرگتر از واقعیت تصور میکند، اما پس از وقوع، «سوگیری پسنگر» باعث میشود خاطرهی درد هم کمرنگ شود. دانیل گیلبرت به این سازوکار «سیستم ایمنی روانی» میگوید: ذهن ما رنجِ تجربهشده را طوری بازنویسی میکند که قابل تحمل شود. پس شاید جان دقیقاً بهخاطر ندانستن، زنده ماند. اگر میدانست، پیش از شروع، میشکست.
راهکار:
میتوان این نگاه را از زاویهی «جهلِ خلاق» هم دید: ندانستنِ آینده نه بیاحتیاطی، بلکه سپر طبیعی ذهن است. همان ناآگاهی باعث شده انسان بهجای فلجشدن از پیشبینی فاجعه، قدم بردارد و بعد برای روبهرویی با درد، مهارت پیدا کند.