چرا مثل خودشان رفتار کردن باعث ناراحتی آنها میشود؟:
این پارادوکس یک نمونه کلاسیک از «نظریه ناهماهنگی شناختی» فستینگر است: وقتی رفتار کسی دقیقاً شبیه خود ماست، مجبور میشویم خودمان را در آینه ببینیم و ناخودآگاه مقاومت میکنیم. جالبتر این که مغز برای حفظ «خودپنداره مثبت»، همان عمل را در دیگری «نقص» و در خود «ضرورت» مینامد. آیا این همان ریشه «دورویی» ناآگاهانه نیست؟
راهکار:
این پارادوکس ریشه در ناهماهنگی شناختی دارد: انسانها رفتار خود را توجیه میکنند اما همان رفتار در دیگران را قضاوت میکنند. اگر بخواهی این دایره را بشکنی، میتوانی از پرسشهای غیرمستقیم استفاده کنی: «به نظرت چرا فلانی این کار رو کرد؟» تا خودش به تضاد دروناش پی ببرد.