خار به پایت برود؛ ناله کند تمام من:
نورونهای آینهای باعث میشوند مغز ما درد دیگری را تا حدی مثل درد خودمان شبیهسازی کند؛ به همین دلیل شعری مثل «خار به پایت برود، ناله کند تمام من» فقط اغراق شاعرانه نیست، بلکه روایتی عصبی از همدلی است. در تصویربرداری مغزی، دیدن آسیب دست دیگری بخشهایی از شبکه درد را فعال میکند. آیا همدلی یعنی درد دیگری را حس میکنیم یا فقط پیشبینیاش میکنیم؟
راهکار:
این اغراق شاعرانه را میتوان اینطور خواند: عشق یعنی مرزِ درد خودت و دیگری برداشته شود؛ نه اینکه جای او درد بکشی، بلکه دردش را پیش از رسیدن به او حس کنی. برای همین تصویر، نسخهای امروزیتر: «تو فقط یک بار پایت به سنگ بخورد، من هزار بار در ذهنم زمین میخورم.»