جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

ناگفته‌های عشق

1 پست
متن های ناگفته‌های عشق / بهترین متن ناگفته‌های عشق [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید

گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید

من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید

کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید

در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…

نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید️
5.0
عاشقانه شعر حسرت عشق روستایی ناگفته‌های عشق تقدیر ناخواسته
این شعر زیبا، نمایشگر تقابل میان تقدیر و تلاش در ع...

درد دل عاشق؛ شعری از ناگفته‌ها و حسرت‌ها:

این شعر زیبا، نمایشگر تقابل میان تقدیر و تلاش در عشق است؛ جایی که با وجود تمام وجود گذاشتن، شور و شوق عاشقانه به سرحد نهایی خود نمی‌رسد. گویی رساندن پیام دل، از توانِ ظوارفیزیکی فراتر رفته و به تقدیر واگذار شده است.

راهکار:

گاهی عشق، در سکوت است و به گوش طرف مقابل نمی‌رسد. این تجربه را با اشتراک‌گذاری در "تاو" با دوستانتان در میان بگذارید و از دیدگاه‌هایشان بهره‌مند شوید.

مشابه ها