تنها راه باقیمانده: رفتن و رفتن:
جالب است که در روانشناسی، «رفتن» اغلب با «فرار» اشتباه گرفته میشود. تحقیقات نشان میدهد انسان در مواقع بحران، مغز او بخش «پیشپیشانی» را غیرفعال میکند و تصمیمگیری را به آمیگدال میسپارد – یعنی فرار غریزی. اما تفاوت رفتن واقعی با فرار در این است: رفتن یک انتخاب آگاهانه است، فرار یک واکنش خودکار. آیا این جمله یک «رفتن» شعورمندانه است یا «فرار» ناخودآگاه؟
راهکار:
این جمله انگار از دل یک تصمیم سخت بیرون آمده. شاید «رفتن» فقط یک حرکت فیزیکی نیست، گاهی تغییر نگاه به جایی که هستی هم همان «رفتن» است. اگر واقعاً راهی جز رفتن نیست، پیشنهاد میکنی از کجا شروع کنی؟