نرسیدن به آرزوها؛ قصه دختری که حسرت به دل رفت:
پژوهشهای «گیلوویچ» و «مدوک» نشان میدهد آدمها در کوتاهمدت از کارهای اشتباه بیشتر پشیمان میشوند، اما در بلندمدت، بیشترین حسرت به «کارهایی که انجام ندادیم» برمیگردد. مغز ما آرزوهای از دست رفته را بزرگنمایی میکند و یک نرسیدن را به کل یک زندگی تبدیل میکند. اما عصبشناسی میگوید در لحظه مرگ، سیستم دوپامین خاموش میشود و هیچ آرزویی معنا ندارد؛ فقط «الان» میماند. پس آیا خودِ خواستن، همان نداشتن نبود؟
راهکار:
اگر این متن میخواهد حسرت را تصویر کند، بازنویسی از زبان خودِ «آرزو» آن را به یک اثر گفتگومحور تبدیل میکند؛ مثلاً آرزو بگوید: «قصه من به سر نرسید، من هنوز کنار این سنگ منتظرم.» این چرخش، حسرت را از بسته بودن به باز بودن تغییر میدهد.