من از آنچه فکر میکنی پریشانترم:
در روانشناسی، «آستانه درد عاطفی» وجود دارد. تحقیقات نشان میدهد طرد اجتماعی همان نواحی از مغز را فعال میکند که درد فیزیکی. گاهی ترس از طرد، از خود طرد کردن دردناکتر است و سیستم هشدار ذهن را مدام در حالت اضطراب نگه میدارد. آیا این پریشانی، بیشتر ناشی از زخمهای واقعی است یا انتظار برای آنها؟
راهکار:
این حسِ آسیبپذیری شدید، شبیه به مفهوم «حساسیتزدایی سیستماتیک» در روانشناسی است؛ جایی که فرد در معرض تهدیدهای مکرر، نسبت به درد بیحس میشود. شاید نوشتن دقیقاً درباره همان «زخمهایی که نمیزنی» بتواند این بیحسی را شکسته و فاصلهای برای درک ایجاد کند.