معنی لفت دادن وقتی آدمها به سطح تو نمیرسند:
این جمله در واقع یک «سوگیری شناختی» به نام «اثر دانینگ-کروگر» را در روابط انسانی بازتولید میکند: همانطور که افراد کمتوان در ارزیابی خود خطا میکنند، درک ما از «سطحِ» دیگران هم اغلب برآمده از «سوگیری تأییدی» است؛ یعنی فقط نشانههایی را میبینیم که تأیید میکند آنها پایینترند. جالب اینجاست که مغز ما برای حفظ عزتنفس، ناسازگاری را به گردن «لِوِلِ» طرف مقابل میاندازد، نه به گردن «زمانبندی» یا «بافتار» ارتباط. پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که ۷۰٪ از تعارضهای زودهنگام در دوستیها نه از تفاوت سطح، که از «انتظارات نابرابر از سرعت پاسخگویی» ناشی میشود. شاید «لِوِل» واقعی، نه در بلندی، که در همفرکانسیِ نیازهاست؛ آیا تا به حال شده کسی را «پایینتر» بدانی، اما بعداً بفهمی فقط در «فازِ» دیگری از زندگی بوده؟
راهکار:
این جمله یک مرز روانی را توصیف میکند؛ میتوانی آن را به یک «تست سازگاری» تبدیل کنی: سه نشانه عینی که به تو میگوید آدمها با «لِوِل» تو همسو نیستند را بنویس و برای هرکدام یک واکنش آرام و بدون درگیری طراحی کن.