متن شیطون شدم لا فرشته ها:
وقتی کسی خودش را در دو نقش متضاد میبیند، روانشناسی اجتماعی میگوید این «پیچیدگی خود» است، نه تناقض. مارک لیاری معتقد است ما چندین «خود ممکن» داریم که بسته به بافت فعال میشوند. در آزمایش زیمباردو، دانشجوهای سالم در نقش زندانبان به رفتارهای شیطانی کشیده شدند، چون موقعیت نسخهای دیگر را بیدار کرد. شبها هم بافتِ خلوت، نسخهای از شما را بیرون میکشد که روزها پشت نقشها پنهان است. کدام نسخه به خواستههای واقعی شما نزدیکتر است؟
راهکار:
این حس شبیه بازی «سایه» در روانشناسی یونگ است: بخشی از ما که جلوی جمع پنهان میشود، شبها در خلوت برمیگردد. بهجای قضاوت، اسمش را بگذارید «گفتوگوی دو قطب درون» و ببینید این دو نسخه چه نیازی را پوشش میدهند.