شکسته مثل شیشه، برنده مثل تیغ:
شیشه مادهای آمورف است؛ یعنی ساختار مولکولی بینظم دارد. برخلاف جامدات بلوری که در راستای صفحات مشخص میشکنند، بینظمی شیشه باعث پدیدهٔ شکستگی صدفی میشود: لبههایی فوقالعاده تیز با زوایای تصادفی. جالب اینجاست که تیزیِ افسانهای شیشه دقیقاً زاییدهٔ فقدان نظم است، نه وجودش. استعارهای علمی-شاعرانه از انسانی که بعد از فروپاشی، نه از روی قصد، بلکه به خاطر ذاتِ تغییرشکلیافته، تبدیل به زخمزننده میشود.
راهکار:
در این استعاره، درخشش وابسته به مراقبت دیگری است، اما شکستن مرزهای تازگی میسازد که دیگران را از تو دور نگه میدارد. گاهی تیزیِ حاصل از فروپاشی، ناخواسته تبدیل به سپر میشود؛ شاید این متن از دفاعی میگوید که قربانی خودآگاهی شده است.