اعتماد دارم، ولی اعتقاد ندارم: پارادوکس عشق ساده:
در روانشناسی، «اعتماد عاطفی» اغلب بر پایه تجربه و احساس امنیت است، در حالی که «اعتقاد» نیازمند یک سیستم باوری قطعیتر است که ممکن است با تردیدهای فلسفی یا وجودی در تضاد باشد. این دقیقاً همان تنشی است که اگزیستانسیالیستها در مورد تعهد بدون تضمین مطلق مطرح میکنند. آیا این نبود اعتقاد، خودش نوعی عمق بیشتر به اعتماد میبخشد؟
راهکار:
این تفکیک دقیق بین «اعتماد» (به عنوان یک احساس امنیت) و «اعتقاد» (به عنوان یک باور قطعی) میتواند نقطه شروع خوبی برای نوشتن یک داستان کوتاه باشد که در آن شخصیت اصلی دقیقاً با همین پارادوکس دست و پنجه نرم میکند.