بمان برای کسی که معنی ماندن را میداند: متن عاشقانه کوتاه:
در اقتصاد رفتاری، اصلی داریم به نام «زیانگریزی». انسانها درد از دست دادن یک چیز را دو برابر قویتر از لذت به دست آوردن همان چیز حس میکنند. این ترس از «زیانِ» ترک کردن است که ماندن را اینقدر سنگین و دشوار میکند. معنی ماندن دقیقاً غلبه بر این سوگیری شناختی است. نکته طنزآمیز تاریخ اینجاست که باستانشناسان قدیمیترین نشانههای شفقت انسانی را نه در استخوانهای قهرمانان، بلکه در فسیل انسانی ۱.۸ میلیون سالهای یافتند که تمام دندانهایش ریخته بود؛ کسی «مانده بود» تا غذایش را بجود و در دهانش بگذارد. حالا سوال اینجاست: ماندن ما از سر عشق است یا از ترسِ غارِ خالی؟
راهکار:
ماندن یک تصمیم لحظهای نیست، یک انتخابِ هر روزه است. مثل آبیاری یک گیاه؛ هر روز صبح دوباره انتخابش میکنی وگرنه پژمرده میشود. ماندنِ واقعی در تکرارِ همین آگاهیِ روزانه معنا پیدا میکند.