وقتی خوبیهایت مقصر بدبختیهایت میشود:
در روانشناسی، «فرضیه دنیای عادل» افراد را وادار میکند رنج خود را با سرزنش خود توجیه کنند. اما جملهات یک پیچش نارسیسیستی میدهد: اینجا نه بدی پنهان، که خودِ خوبیات عامل رنج است. فروید به این «مازوخیسم اخلاقی» میگوید: ناهشیار از خوبیِ بسیار احساس گناه میکند و برای تنبیه خود، رنج میطلبد. جالب اینکه این چرخه دقیقاً در مهربانترین افراد دیده میشود. آیا هیچوقت از قربانیشدن سود پنهانی بردهای؟
راهکار:
این نگاه نوعی دفاع روانی هوشمندانه است: با مقصر دانستن خوبیهایت، به جهان نظم میدهی و احساس کنترل میکنی. اما شاید مسأله، خودِ خوبی نبوده، بلکه خوشباوری و مرزهایت بوده که از سرِ مهربانی نادیده گرفتهای. اگر یک قدم عقب بایستی، میبینی که در داستان بعضی آدمهای بد، خوبی تو فقط بهانهای برای رخدادن بدیهاست، نه علت آن.