آرزوی شبی که فردایی نداشته باشد؛ شعر کوتاه ناامیدی:
در روانشناسی، «میل به خاموشی ابدی» یا آرزوی نبود فردا، اغلب یک مکانیسم دفاعی در برابر رنج پیشبینیشده است. جالب اینکه در فیزیک، سیاهچالهها مناطقی هستند که زمان در افق رویدادشان از دید ناظر بیرونی متوقف میشود؛ شاعر ناخودآگاه همان گریز از پیکان زمان را طلب میکند. این فقط یک بیت نیست، یک مسئلهٔ کیهانی است.
راهکار:
این متن را میتوان از نگاه فلسفه پوچگرایی دید: آرزوی شبی بدون فردا، در واقع انکار مفهوم «پروژه» در زندگی است. شاید جذاب باشد که نسخهای از این ایده را با طنز سیاه بازنویسی کنید؛ مثل گفتوگویی میان شب و صبح که تصمیم میگیرند اعتصاب کنند.