تاریکی و سنگ سفته؛ شعری از بیگشگی:
در روانشناسی محیطی، تاریکی صرفاً نبود نور نیست؛ نشانهای برای افزایش هوشیاری و فعالشدن آمیگدال است و ادراک سختی را تشدید میکند. پژوهشها نشان دادهاند در فضای کمنور، آستانه تحمل درد و قضاوت درباره زبری سطوح تغییر میکند؛ استعاره «سنگ سفت» در تاریکی برای مغز ملموستر از نور روز است. آیا شعر هم مثل تاریکی، واقعیت را سختتر و صادقانهتر نشان میدهد؟
راهکار:
بازخوانی تازه: تاریکی اینجا فقط فقدان نور نیست؛ آزمایشی است برای حس کردن وزن سنگها. «بیگشگی» میتواند نام آن لحظهای باشد که سکوت و سختی، یک تجربه مشترک میسازند.