شعر خوشا خوابی که بیداری ندارد؛ خواب ابدی یا رهایی:
در علوم اعصاب، خوابِ کاملاً بدون بیداری وجود خارجی ندارد؛ حتی در کما هم چرخههایی از فعالیت مغزی باقی میماند. اما نوعی بیماری ژنتیکی به نام بیخوابی کشنده ارثی هست که در آن فرد توان خوابیدن را از دست میدهد و در نهایت میمیرد. این بیت دقیقاً وارونه آن است: خوابی که بیداری ندارد، یعنی توقف کامل ادراک و زمان. در عرفان ایرانی این خواب استعاره از فنا و محو شدن است. اگر بیداری رنج است، خواب بیبیداری آرزوی حذف خودآگاهی است. آیا آرامش بدون خودآگاهی ممکن است؟
راهکار:
این بیت را میتوان از زاویهای دیگر هم خواند: اگر خواب بیبیداری همان مرگ باشد، آرزویش در واقع آرزوی توقف رنج است، نه نبودِ خود زندگی. ادامهاش میتواند این باشد: خوشا خوابی که پیش از بیداری، رنج را از یاد میبرد، نه اصلِ بودن را.