تو با بقیه فرقی نداشتی؛ من متفاوت دیدمت:
مغز اصلاً «واقعیت» را نمیبیند؛ واقعیت را میسازد. وقتی به کسی نگاه میکنی، پردازش پایینبهبالا و بالابهپایین همزمان کار میکنند: تصویر شبکیه فقط نقاط نور است، ولی قشر بینایی بر اساس انتظارها و خاطراتت آن را کامل میکند. پس «متفاوت دیدن» یعنی نقشهی عصبیات او را بازنویسی کرده، نه اینکه او عوض شده باشد. به همین دلیل، عاشقی یک «خطای سودمند» در سیستم پیشبینی مغز است. آیا تفاوت واقعاً در او بود یا در نقشهای که از او ساختی؟
راهکار:
این جمله در واقع میگوید عشق یعنی انتخابِ نگاهِ ویژه، نه کشفِ یک استثنا؛ «تفاوت» در چشمِ بیننده ساخته میشود، نه در وجودِ طرف مقابل.