نسلی که در فیک بودن گیر کرده:
این حس، در روانشناسی اجتماعی «ناهماهنگی شناختی نسلی» نامیده میشود: زمانی که ارزشهای آموختهشده با واقعیتهای تجربهشده در تضاد شدید قرار میگیرند و باعث سرخوردگی جمعی میشوند. جالب اینجاست که تحقیقات نشان میدهند هر نسل، نسل قبل را به «دروغینبودن» متهم میکند؛ شکایت از سقوط اخلاقی از زمان افلاطون ثبت شده است. آیا این یک مشکل واقعی است یا یک سوگیری حافظهی نسلها؟
راهکار:
این حس، نشانهی «سوگ فرهنگی» است؛ غم برای ارزشهایی که فکر میکنیم از دست رفتهاند. شاید مفید باشد به جای تمرکز بر کلیت «نسل»، به دنبال الگوها و روابط کوچکمقیاس و اصیلی بگردی که همین حالا هم وجود دارند، حتی اگر نادر باشند. این جستجو میتواند خودش یک عمل مقاومت در برابر همان «سبک زندگی فیک» باشد.