دیوانگی عاشقانه در میخانه شهر:
از نظر نوروساینس، عشق حاد با ترشح دوپامین و اکسیتوسین همانند یک اختلال وسواسی-جبری موقت عمل میکند. در ادبیات فارسی، 'میخانه' نه فقط مکان شراب، که پناهگاهی از خرد سردرگم است. جالب است که 'مشهور شدن' در میدان شهر و 'مست شدن' در میخانه، هر دو نوعی هویتیابیاند. آیا این دوگانگی در عشق امروز هم تکرار میشود؟
راهکار:
این بیت، تصویری از رهایی عاشقانه از قید عقل و هنجارهای اجتماعی را به نمایش میگذارد. همانطور که 'میدون شهر' جایگاه عمومی است، 'میخانه' نماد خلوت و بیپروایی. شاید بتوان این تناقض را در زندگی امروز هم جست: جایی که عشق ما را از نقشهای معمول خارج میکند و به فضایی شخصیتر میکشاند.