غم کربلا، مرهمی برای زخمهای دل:
غم کربلا قرنهاست یک پدیده روانشناختی جمعی را شکل داده: «سوگواری آیینی». تحقیقات نشان میدهد شرکت در آیینهای عزاداری باعث ترشح همزمان کورتیزول و اکسیتوسین میشود، ترکیبی که هم درد را عمیق میکند و هم پیوند اجتماعی را تا ۴۰٪ افزایش میدهد. این دقیقاً همان مکانیسمی است که جامعهای را از دل یک تراژدی تاریخی، مقاومتر ساخته. آیا روضهها در اصل یک فناوری باستانی برای همبستگی اجتماعی هستند؟
راهکار:
این بیت از یک تکنیک روانشناختی باستانی استفاده میکند: «بازتعریف شناختی». با مقایسه غم شخصی با فاجعه کربلا، مغز رنج فردی را در ظرفی بزرگتر و معنادار میریزد، که این کار به طرز شگفتانگیزی درد را قابل تحمل میکند. این همان دلیل علمیِ اثر تسکینی «مرثیه» است.