مرگ درون بعد از رفتن تو: چرا بخشی از وجودم مرد؟:
تحقیقات نوروساینس نشان میدهد که هنگام جدایی عاطفی، همان نواحی مغز فعال میشود که هنگام درد فیزیکی (قشر کمربندی قدامی) – یعنی مغز فرقی بین شکستگی استخوان و شکستگی قلب نمیگذارد. جالبتر این که «اثر سرمایهگذاری» (Sunk Cost Fallacy) باعث میشود ما سالها برای حفظ رابطهای که دیگر نیست تلاش کنیم، چون رها کردنش را معادل از دست دادن کل سرمایهی عاطفی میبینیم. آیا تا به حال فکر کردهاید که این «مرگ» درون، شاید فرصتی برای بازتعریف خودتان باشد؟
راهکار:
این حس «مرگ درون» در واقع نوعی سازوکار دفاعی مغز است: وقتی سرمایهی عاطفیات را برای سالها روی یک نفر گذاشتهای، رفتن او معادل از دست رفتن بخشی از هویتت میشود. بهجای سوگواری برای آن مرده، میتوانی آن فضا را با علاقههای جدید پر کنی – مثل مهارتی که همیشه میخواستی یاد بگیری. این تازه اول تولد دوبارهست.