آنهایی که مردند زندهترند: پارادوکس مرگ و زندگی:
این پارادوکس ریشهای در پدیدهای به نام «مرگ اجتماعی» داره: در انسانشناسی، وقتی فرد از شبکه معنا و ارتباطاتش جدا میشه، از نظر روانی «مرده» تلقی میشه حتی اگر نفس بکشه. جالبه که در نوروساینس، افرادی که دچار افسردگی عمیق شدن، فعالیت قشر پیشپیشانیشون (همون منطقه تصمیمگیری و حس «حضور») به شدت کاهش پیدا میکنه. یعنی مغز عملاً وارد حالت شبیه «مرگ سلولی» میشه. سوال: آیا میشه با تغییر محیط یا عادتها این «مرگ» رو به زندگی برگردوند؟
راهکار:
این بیت اشاره به پارادوکس «مرگ در زندگی» داره: وقتی از نظر روحی یا عاطفی از دنیا جدا بشیم، حتی با قلب تپنده هم مردهایم. برای زندهتر شدن، میتونی یک «آیین ترک عادت» اجرا کنی: هر روز یک کار رو که کاملاً برخلاف روال همیشگیته انجام بده تا مغزت تازه بشه.