رابطه یک طرفه؛ وقتی به دردش میخوری ولی به خودت نه:
در روانشناسی اجتماعی به این وضعیت «قرارداد نانوشتهی ناعادلانه» میگویند؛ جایی که هزینهی کمک از پاداش آن بیشتر میشود و مغز آن را به شکل تهدید پردازش میکند. پژوهشهای تراز عاطفی نشان میدهند آدمهایی که مدام «به درد دیگران میخورند» اما سهم خودشان را نمیگیرند، بعد از مدتی دچار فرسودگی همدلانه میشوند و حتی توان نه گفتن را از دست میدهند. در اقتصاد رفتاری هم به این پدیده «اثر هزینهی غرقشدهی اجتماعی» میگویند؛ چون رابطه را رها نمیکنند چون قبلاً خرج کردهاند. اگر «بیرون آوردن و گفتن بخور» یک مهارت است، چرا آن را یادمان نمیدهند؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهی «اقتصاد توجه» دید: هر بار به کسی «به درد میخورید»، در حال خرج کردن اعتبار عاطفیتان هستید؛ اگر بازگشتی نداشته باشد، ورشکستگی خاموش است. نسخهی مدرنش این است: «اگر به درد کسی خوردی، اول چک کن به درد خودت هم میخورد یا فقط داری سوخت میشوی؟»