منتظر برگشتن معشوق: سگ پیش صاحبش برمیگردد:
وقتی منتظر کسی هستی، مغزت تحت تأثیر «اثر زایگارنیک» آن رابطه را ناتمام نگه میدارد و دقیقاً همین ناتمامی باعث میشود بیشتر به او فکر کنی. نوروساینس هم میگوید دوپامین در مرحلهی انتظار و پیشبینی پاداش بیشتر از لحظهی رسیدن آزاد میشود؛ پس شاید خودِ «منتظر بودن» است که معتادت کرده، نه بازگشتن او. آیا ممکن است عاشقِ خودِ انتظار شده باشیم؟
راهکار:
این متن را میشود از زاویهی دیگری هم دید: سگ صاحبش را انتخاب نمیکند؛ وفاداری او غریزی است. اما انسانها در انتظار کشیدن، نه فقط به دیگری، بلکه به تصویری که از او در ذهن ساختهاند وفادار میمانند. شاید این انتظار، آینهای است از رابطهی ما با امید.