تماشای خورشیدی که هرگز زاده نشد؛ روایتی از عشق خیالی:
در روانشناسی پدیدهای به نام «لیمرنس» وجود دارد: حالتی از دلباختگی وسواسی که مغز در آن به تصویری ذهنی از معشوق وابسته میشود و حتی بدون وجود واقعی او، دوپامین ترشح میکند. جالبتر این که اسکنهای fMRI نشان میدهند هنگام تعامل با شخصیتهای خیالی نیز همان بخشهایی از مغز فعال میشوند که در مواجهه با انسانهای واقعی. پس از نظر مغز، خورشیدی که هرگز زاده نشده به اندازه یک انسان واقعی میتواند درخشان باشد.
راهکار:
این بیت به زیبایی مفهوم «عشق افلاطونی» را تداعی میکند؛ معشوقی که در ایده تجسم یافته و هرگز زاده نمیشود. شاید آنچه ما با این شور میپرستیم، نه شخص که نیاز درونی خودمان به کمال است.