وقتی با چهره واقعی به مهمانی نقابدار دنیا میروی:
در روانشناسی اجتماعی، این پدیده «ناهماهنگی نقش» نام دارد؛ زمانی که فرد مجبور است بین «خود واقعی» و «خود نمایشی» در جامعه شکاف بزرگی حس کند. جالب است که تحقیقات نشان میدهند این احساس شرم، در فرهنگهای جمعگرا با فشار هنجاری قویتر، شدیدتر تجربه میشود. آیا این نقابها برای محافظت از ماست یا برای محافظت جامعه از صداقت ما؟
راهکار:
این احساس، نقطهی آغاز بسیاری از فلسفهها و جنبشهای هنری بوده. شاید جالب باشد ببینیم نویسندگان یا فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر یا صادق هدایت چگونه این تناقض را به اثر هنری تبدیل کردند.