انسان در انزوای طولانی دچار توهم حضور دیگران میشو...
یک من و چهار دیوار غم؛ شعر تنهایی مه خاموش:
انسان در انزوای طولانی دچار توهم حضور دیگران میشود—پدیدهای به نام «همنشین خیالی» که ذهن برای بقا میسازد. اینجا شاعر با دیوارها همنشین شده، انگار اشیاء جان گرفتهاند. روانشناسی میگوید چنین تنهاییای خلاقیت را تشدید میکند اما همزمان مرز جنون را باریک میسازد. آیا این شعر از همان مرز آمده است؟
راهکار:
آن «چهار دیوار غم» شاید چهار آینه بودند که تو را به خودت نشان میدادند؛ تنهایی گاهی پردهها را کنار میزند و خودِ واقعی را رو میکند.
زمان مارا در تنگنا قرار داده، و ما همچنان پافشاریم که وقـــت بسیار است.