ما عاشق توایم و همین است ماجرا؛ روایت عشق و سرنوشت:
از دید عصبشناسی، عشق رمانتیک یک احساس نیست، بلکه یک «وضعیت انگیزشی» است که سیستم پاداش مغز را مثل اعتیاد فعال میکند. پژوهشهای هلن فیشر نشان میدهد در عاشقی دوپامین بالا و سروتونین پایین میرود و همین ترکیب دقیقاً همان الگوی وسواس فکری را میسازد. پس «همین است ماجرا» شاید فقط یک استعاره نیست؛ مغز دارد عاشق بودن را به نیاز فیزیولوژیک تبدیل میکند.
راهکار:
این جمله عشق را از جنس «تصمیم» بیرون میآورد و آن را به «ماجرا» شبیه میکند؛ انگار عاشق بودن، خودِ قصه است، نه مقدمهای برای آن. بازنویسیات میتواند روی همین نکته بچرخد: هر رابطهای اگر میخواهد زنده بماند، باید هر روز یک «ماجرا»ی تازه از همین عشق بسازد.