غزل عاشقانهای از جاودانگی معشوق و تمام داستان:
پارادوکس روایتشناسی: وقتی معشوق را «تمام داستان» مینامی، راوی از متن حذف میشود؛ در نظریهٔ «مرگ مؤلف» رولان بارت، متن پس از نوشتهشدن دیگر به قصد نویسنده گره نمیخورد و خواننده آن را از نو میسازد. اینجا عاشق، هم مؤلف است هم خوانندهٔ حذفشده؛ عشق اما در نسخههای بیشمار خوانندهها جاودانه میماند.
راهکار:
این ابیات یک تناقض ظریف دارند: معشوق هم «جاودان» است و هم «تمام داستان»؛ یعنی راوی نه فقط عاشق، که راویِ حذفشده است. میتوانی ادامه را در قالب یک غزل مکمل بنویسی که از زاویهٔ «داستانِ بعد از تمامشدن» روایت شود؛ جایی که جاودانگی نه در بودنِ معشوق، بلکه در تکرارِ روایت او توسط دیگران اتفاق میافتد.