شاعر میگه :
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم، با دل های تنها بیشتر
درد رو با جان پذیراییم با غم ها خوشیم
قالی کرمان که باشی، میخوری پا بیشتر
هیچکس از عشق سوغاتی جز گویی ندید
هر چقدر یعقوب تنها شد ،زلیخا بیشتر️
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم، با دل های تنها بیشتر
درد رو با جان پذیراییم با غم ها خوشیم
قالی کرمان که باشی، میخوری پا بیشتر
هیچکس از عشق سوغاتی جز گویی ندید
هر چقدر یعقوب تنها شد ،زلیخا بیشتر️
3.5
شعر فلسفی اشعار عاشقانه مدرن معنای تنهایی در شعر تضاد گرمی و سردی تفسیر شعر پارسی در روانشناسی، «تنهایی عاطفی» حتی در کنار دیگران رخ...