تو از شهر غریبه بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پر غبار
برای هم صداعی هم زبونی اومدی
تو از راه می رسی پر از گرد و غبار
تموم انتظار میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت
غریبه آشنا دوست دارم بیا:)
منو همرات ببر به شهر قصه ها
بگیر دست منو تو دستات
چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو من آزادم
گوگوش..️
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پر غبار
برای هم صداعی هم زبونی اومدی
تو از راه می رسی پر از گرد و غبار
تموم انتظار میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت
غریبه آشنا دوست دارم بیا:)
منو همرات ببر به شهر قصه ها
بگیر دست منو تو دستات
چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو من آزادم
گوگوش..️
4.0
عاشقانه فلسفی شعر عاشقانه مدرن معنای آزادی در عشق ترانه سرایی برای گوگوش تصویرسازی اسب سفید در شعر در روانشناسی، پدیدهای به نام «دلبستگی اضطرابی-دوس...