تقدیر من سنگ بودنه؛ نگاهی به معنی سنگ بودن:
سنگِ صبور در قصهها فقط سکوت نمیکند؛ آن سنگ تا سالها حرفهای تلخ آدمها را میبلعد، ولی وقتی طاقتش تمام شود، ترک میخورد و منفجر میشود. زمینشناسها هم میگویند هیچ سنگی در زمین «سرنوشت نهایی» ندارد؛ مواد در چرخهی رسوب، دگرگونی و آتشفشان مدام از نو ساخته میشوند. پس اگر تقدیر سنگ است، پایانش هم فروریختن و تولدی دوباره است. کدام لحظه، سنگِ درون تو را متلاشی میکند؟
راهکار:
این جمله را میتوانی از زاویهی دیگری هم ببینی: سنگ بودن فقط سردی نیست؛ ثبات، تحمل و مرز محکم در برابر تندبادها هم هست. اگر این تصویر را ادامه بدهی، میتوانی از «سنگِ رودخانه» بگویی که آب، لبههای تیز آن را مثل تجربهها نرم و صیقلی کرده است.