قلبم قبر راز توست؛ رازداری در عشق:
رازداری فقط وفاداری نیست؛ یک پدیدهی جسمانی است. پژوهشهای مایکل سلیپیان نشان داده رازِ نگهداشتهشده مثل وزنهای واقعی روی بدن عمل میکند؛ کسی که راز سنگینی دارد، تپهها را تندتر و دورتر میبیند و زودتر خسته میشود. پس قلبِ قبرشده فقط استعاره نیست؛ عضلهای است که راز را حمل میکند. رازِ تو در دلِ من زنده است، نه دفنشده. آیا میشود در قلبِ زنده، مردهای را دفن کرد؟
راهکار:
میتوانی این استعاره را ادامه بدهی: قلبی که راز را دفن میکند، آن را از بین نمیبرد، بلکه راز را بخشی از خاک وجودش میکند؛ پس راز تو حالا بخشی از من است، نه یک زندانی.