پیری از همان لحظهای شروع میشود که خاطرات از امیدها قویتر میشوند:
در پدیدهای عصبی-روانشناختی موسوم به «قلهی یادآوری»، خاطرات ۱۵ تا ۳۰ سالگی بهطور نامتناسبی در ذهن تثبیت میشوند و بدون تمرین آیندهنگری، شبکهی حالت پیشفرض مغز مدام گذشته را بازپخش میکند. درست در همین نقطه، نسبت خاطره به امید میتواند ساعت زیستیِ روان را متوقف کند. پرسش: اگر امید، عضلهای شناختی باشد، آخرین باری که تمرینش دادید کی بود؟
راهکار:
پژوهشهای نوین در روانشناسی زمان نشان میدهد که حس کهولت فقط حاصل انباشت خاطره نیست، بلکه حاصل کاهش «خودِ آیندهنگر» است. جالب اینجاست که میتوان با تکنیک «تجسم آیندهی اپیزودیک»، مغز را مانند دوران جوانی به ترشح دوپامین امیدوار نگه داشت. بهجای تقابل خاطره و امید، میتوان خاطره را سکوی پرتاب روایتهای تازهای از آینده ساخت.