دعا برای غریبهها؛ مهربانی که به حرف نیست:
مطالعات عصبشناختی نشان میدهد وقتی شاهد درد دیگران میشویم، همان شبکههای عصبی که در تجربهٔ دردِ خودمان فعال میشوند، روشن میشوند؛ دقیقاً مثل اینکه بدن ما دردِ غریبه را شبیهسازی میکند. جالبتر: در پژوهشهای «همدلی-نوعدوستی»، آدمها حتی به غریبهها کمک میکنند چون این کار، سطح استرس و اضطراب خودشان را پایین میآورد؛ یعنی دعای تو هم یک مکانیزم بقاست، نه فقط اخلاق. آیا میشود مهربانی بدون هیچ سود پنهانی وجود داشته باشد؟
راهکار:
این جمله در واقع مهربانی را از جنس گفتار بیرون میکشد و به جنس «حضور» میبرد: دعا برای غریبه، یعنی پذیرفتن این که همهٔ آدمها به هم وصلاند؛ حتی بدون نام و نشان. شاید مهربانی در بزرگترین شکلش، بیمخاطبترین شکلش باشد.